Post by Sobhan Soleimani
Deputy Secretary of Entrepreneurship and Technology committee at Union of Iranian Biology Student Scientific Associations
اخیرا Yashar Moshirfar پستی منتشر کرد راجع به خیریه، در راستای شفاف سازی و توضیح دقیق تر مطلبی رو چند فلسفی با شما به اشتراک بزارم. انتقاد از مؤسسات #خیریه یکی از موضوعات مورد بحث در میان فیلسوفان، متفکران اجتماعی و فعالان اقتصادی است. بسیاری از این انتقادات به ساختار، کارکرد، و پیامدهای این مؤسسات در جامعه معطوفاند. اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek): "خیریه بهعنوان سرمایهداری با چهره انسانی" ژیژک بهشدت از مؤسسات خیریه انتقاد میکند و آنها را بخشی از مکانیسم سرمایهداری میداند. خیریه راهی است که سرمایهداری از طریق آن به خود مشروعیت میبخشد. شرکتهای بزرگ، پس از ایجاد نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، از طریق خیریهها سعی در «خریدن بخشش اخلاقی» دارند. ژیژک به فعالیتهای خیریه شرکتهایی مانند Starbucks یا Bill Gates اشاره میکند و معتقد است این اقدامات، توجه مردم را از مشکلات ریشهای که خود سرمایهداری ایجاد کرده، منحرف میکنند. «خیریه همان دستی است که زخمهایی که خودش زده را مرهم میگذارد.» پیر بوردیو (Pierre Bourdieu): "سرمایه نمادین خیریه" بوردیو، از منظر نظریه سرمایه، معتقد است که خیریه به افراد و سازمانها اجازه میدهد تا سرمایه نمادین (اعتبار اجتماعی و اخلاقی) به دست آورند. خیریه بیشتر از آنکه در خدمت حل مشکلات ساختاری باشد، ابزاری است برای افزایش پرستیژ اجتماعی و تقویت قدرت فرهنگی افراد و نهادهای ثروتمند. این سرمایه نمادین میتواند برای تقویت سلطه طبقات بالا بر جامعه استفاده شود. ژاک رانسیئر (Jacques Rancière): "خیریه بهعنوان بازتولید نابرابری" رانسیئر خیریه را ابزاری برای بازتولید نابرابریهای موجود میداند. خیریهها بیشتر از آنکه نابرابری را ریشهکن کنند، آن را تداوم میبخشند، زیرا ساختار قدرتی که این نابرابریها را تولید کرده، تغییری نمیکند. فردریک جیمسون (Fredric Jameson): "خیریه و فرهنگ سرمایهداری" جیمسون خیریه را بخشی از ایدئولوژی سرمایهداری میداند که از طریق آن، بحرانهای اجتماعی در چارچوبی ظاهراً انسانی مدیریت میشوند. خیریه به جای مقابله با مشکلات ساختاری مانند فقر، نابرابری و استثمار، آنها را به مسائل فردی و قابل مدیریت تبدیل میکند. ژان بودریار (Jean Baudrillard): "خیریه و بازنمایی" بودریار خیریه را در چارچوب «بازنمایی» تحلیل میکند. خیریه بیشتر از آنکه واقعاً مشکلات را حل کند، یک نمایش اخلاقی ایجاد میکند که در آن ثروتمندان نقش ناجی و فقرا نقش قربانی را بازی میکنند. این نمایش، نظام نابرابری را تثبیت میکند. "خیریه" دیوید هاروی (David Harvey) و نئولیبرالیسم هاروی، نظریهپرداز مارکسیست، خیریه را بخشی از پروژه نئولیبرالیسم میداند. خیریه به نهادهای دولتی اجازه میدهد تا از مسئولیتهای خود در قبال رفاه عمومی شانه خالی کنند و این وظایف را به بخش خصوصی یا نهادهای غیردولتی واگذار کنند. نائومی کلاین (Naomi Klein): "خیریه و برندینگ" کلاین معتقد است که خیریه به شرکتهای بزرگ اجازه میدهد تا از طریق فعالیتهای خیرخواهانه برند خود را تقویت کنند. خیریه به ابزاری برای تبلیغات و افزایش سود شرکتها تبدیل شده و اهداف واقعی خیریه در حاشیه قرار گرفته است. .... ادامه در کامنت پ.ن: مطلب به قلم خودم نیست ولی مسئولیت ش رو میپذیرم منبع هم داخل ویدئو معلوم هست.