Post by Saeed Baghani

Driving Business Transformation | Deputy CEO | Strategy, Supply Chain & Operational Excellence | FMCG & Food Distribution

»» تله پنج‌گانه اجرای استراتژی«« تقریباً هیچ مدیرعاملی رو پیدا نمی‌کنید که بگه: "برنامه‌ریزی استراتژیک مهم نیست." اما اگه به تقویم کاری همان مدیر نگاه کنید، احتمالاً کمتر از ۵٪ از زمانش صرف اجرای استراتژی می‌شه. دست کم ۵ تله سر راه اجرای استراتژی وجود داره: تله اول روزمرگی مدیرعامل: صبح با برنامه‌های استراتژیک وارد شرکت می‌شه، اما تا ظهر درگیر شکایت مشتری، تأمین کالا، نقدینگی، منابع انسانی و ده‌ها مسئله فوری دیگه ست. در پایان روز، دیگه زمانی برای آینده سازمان باقی نمانده. تله دوم جلسه به جای سیستم: خیلی از شرکت‌ها تصور می‌کنند استراتژی، خروجی یک ورکشاپ دو روزه یا یک فایل PowerPoint و PDF است.در حالی که استراتژی زمانی اجرا می‌شه که وارد KPIها، بودجه، نظام پاداش، جلسات هفتگی و تصمیم‌های روزانه بشه. تله سوم سختی اجرا: نوشتن استراتژی هیجان‌انگیزه؛ اما اجرای آن یعنی ۱- حذف بعضی پروژه‌ها ۲- نه گفتن به فرصت‌های وسوسه‌کننده ۳- تغییر ساختار ۴-پاسخگو کردن مدیران، و دقیقاً همین بخشه که خیلی از سازمان‌ها از آن عبور نمی‌کنند. تله چهارم پاداش‌های کوتاه‌مدت: وقتی مدیران بر اساس فروش این ماه یا سود این فصل ارزیابی می‌شوند، طبیعیه که کمتر کسی روی نتایجی سرمایه‌گذاری کنه که شاید دو سال بعد دیده بشن. تله پنجم فرهنگ سازمانی: اگه فرهنگ سازمان بر پایه "آتش‌نشانی" به معنی خاموش کردن آتش‌های روزانه شکل گرفته باشه، شما همیشه یه هیرو تو سازمان لازم دارید و در این شرایط حتی بهترین استراتژی‌ها هم زیر فشار فوریت‌ها فراموش می‌شن. واقعیت اینه که... بزرگ‌ترین مانع اجرای استراتژی، نداشتن استراتژی نیست. بلکه ناتوانی سازمان در تبدیل استراتژی به رفتارهای روزمره است. پ.ن: نیاز به داشتن هیرو رو از دوست خوبم Rouzbeh Forghani وام گرفتم.

Post content