Post by pooyan Sahebdari

Senior Contracts and Debt Recovery Specialist

در میان مقالات اثرگذار، برخی نوشته‌ها فراتر از یک متن تخصصی عمل کرده‌اند و مسیر ورود مفاهیم تازه به ادبیات حقوقی را هموار ساخته‌اند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها در حوزه حقوق کیفری، مقاله‌ای است که مفهوم «جرایم یقه‌سفید» را مطرح و برجسته کرد؛ مفهومی که برخلاف تصور، ریشه در دنیای حقوق ندارد و از حوزه علوم اجتماعی وارد مباحث حقوقی شده است. از آنجا که این اصطلاح امروز در بحث‌های شرکتی و اقتصادی بسیار به کار می‌رود، شناخت دقیق #معنا، خاستگاه و سیر ورود آن به ادبیات حقوقی برای ما حقوق‌دانان اهمیتی دوچندان دارد. این متن قسمت هایی از #مقاله است: در تحلیل‌های کلاسیک و روزمره، غالباً ریشه جرایم در #فقر، حاشیه‌نشینی یا اختلالات روانی جستجو می‌شود. اما آیا این تمام حقیقت است؟ ادوین ساترلند (Edwin Sutherland) در مقاله کلاسیک و ساختارشکنی که متن آن در زیر آورده شده، خط بطلانی بر این باور می‌کشد و مفهوم «جرم یقه‌سفید» (White-Collar Criminality) را تحلیل می‌کند؛ مفهومی که برای هر #پژوهشگر و فعال حوزه حقوق #تجارت، تنظیم قراردادها و سیاست‌گذاری حقوقی، بسیار تأمل‌برانگیز است. در تحلیل‌های حقوقی و بررسی رویه‌های #بازار، بارها می‌بینیم که چگونه مرز بین «کلاهبرداری» و «زرنگی تجاری» کم‌رنگ جلوه داده می‌شود. ساترلند نشان می‌دهد که #تجار، مدیران برجسته و متخصصان نیز مرتکب جرایم سنگینی (مانند #تقلب در صورت‌های مالی، #ارتشا، نقض مقررات بازار و سوءاستفاده از اعتماد) می‌شوند، اما چرا کمتر گذرشان به زندان می‌افتد؟ چند نکته کلیدی از منظر منطق حقوقی و سیاست‌گذاری: ۱- تبعیض ساختاری در اجرای قانون (Implementation of Law): جرایم طبقات پایین معمولاً توسط #پلیس و دادگاه‌های کیفری با مجازات‌های خشن (حبس و...) پاسخ داده می‌شود. اما جرایم یقه‌سفیدها غالباً به کمیسیون‌های اداری، نهادهای نظارتی یا دادگاه‌های مدنی ارجاع شده و با جریمه نقدی، لغو موقت مجوز یا یک اخطار ساده فیصله می‌یابد. آن‌ها به صورت اداری از سایر مجرمان «جدا» شده‌اند. ۲- قانون؛ تار عنکبوتی برای حشرات کوچک: ساترلند به نقل‌قولی طلایی اشاره می‌کند: «قانون مانند تار عنکبوت است؛ حشرات کوچک را به دام می‌اندازد، اما زنبورهای درشت آن را پاره می‌کنند.» یقه‌سفیدها به دلیل جایگاه اجتماعی و اقتصادی‌شان، در تعیین متن قوانین (از طریق لابی‌گری) و نحوه اجرای آن‌ها نفوذ دارند و قوانین را به نفع خود تعدیل می‌کنند. ۳- هزینه اصلی: فروپاشی اعتماد اجتماعی: هزینه مالی جرایم یقه‌سفیدها (مثل اختلاس‌های کلان یا کلاهبرداری‌های شرکتی) هزاران بار بیشتر از جرایم خرد است. اما خطر بزرگ‌تر از منظر حقوق مدنی و قراردادها، «نقض بنیادین اعتماد» است. این جرایم، سازمانِ اجتماعی را مختل کرده و اخلاق حرفه‌ای را در بازار از بین می‌برند. رفتار مجرمانه مختص محله‌های فقیرنشین نیست؛ بلکه در یک فرآیند «#یادگیری» (Differential Association) منتقل می‌شود. مدیران جوان با ورود به برخی ساختارهای تجاری، نقض قانون را به عنوان یک «عرف کاری» یا روش پیشبرد کسب‌وکار می‌آموزند. این همان رویکردی است که می گوید اینا همش رو ورقه ،برای داشتن یک نظام حقوقی عادلانه، نیازمند بازنگری در سیاست‌های کیفری و تقویت نظارت بر ساختارهای شرکتی هستیم تا اصل برابری در برابر قانون، قربانی جایگاه اجتماعی افراد نشود. #حقوق #جرم_یقه_سفید #تحلیل_حقوقی #سیاست_گذاری_حقوقی #حقوق_شرکت_ها #منطق_حقوقی #مسئولیت_مدنی #WhiteCollarCrime https://lnkd.in/eFc4u-AQ