Post by Parham Maneshi

German Language Instructor | Author of German Learning Resources | German Language & Literature Student at University of Tehran | Master of Business Administration (MBA), Tehran Business School

باروک از مرگ حرف می‌زد؛ روشنگری از جرئت فکر کردن. در تاریخ ادبیات آلمان، دوره Aufklärung یا روشنگری معمولاً حدود ۱۷۲۰ تا ۱۷۸۵ در نظر گرفته می‌شود؛ هرچند مثل بسیاری از دوره‌های ادبی، مرزهای آن کاملاً قطعی نیست. پس از فضای ناپایدار، مذهبی و مرگ‌اندیش باروک، ادبیات آلمان آرام‌آرام به سمت پرسش‌هایی رفت که ماهیتی عقلانی، اخلاقی و اجتماعی داشتند: انسان چگونه می‌تواند مستقل فکر کند؟ نقش عقل در رهایی از تعصب چیست؟ آیا ادبیات می‌تواند فقط زیبا نباشد، بلکه تربیت‌کننده و روشنگر هم باشد؟ واژه Aufklärung از فعل آلمانی aufklären می‌آید؛ یعنی روشن کردن، توضیح دادن و ابهام را برطرف کردن. اما در معنای تاریخی و فکری، این روشن کردن فقط بیرونی نیست؛ روشن شدن ذهن انسان است. در این زمینه، جمله مشهور Sapere aude اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند: جرئت دانستن داشته باش. کانت بعدها این روح روشنگری را با این عبارت بیان کرد: Habe Mut, dich deines eigenen Verstandes zu bedienen. یعنی: جرئت کن از فهم خودت استفاده کنی. در ادبیات آلمان، یکی از مهم‌ترین چهره‌های این دوره Gotthold Ephraim Lessing است؛ نویسنده‌ای که در آثاری مثل Nathan der Weise و Emilia Galotti ادبیات را به فضایی برای نقد تعصب، طرح مسئله مدارا، و پرورش فکر تبدیل می‌کند. برای من، اهمیت Aufklärung فقط در شناخت یک دوره تاریخی نیست. این دوره یادآوری می‌کند که ادبیات می‌تواند فراتر از زیبایی زبانی باشد؛ می‌تواند انسان را به مسئولیت فکری دعوت کند. شاید پرسش روشنگری هنوز هم زنده باشد: ما واقعاً فکر می‌کنیم، یا فقط اندیشه‌های آماده را با واژه‌های جدید تکرار می‌کنیم؟ #Aufklärung #GermanLiterature #DeutscheLiteratur #Lessing #Kant #SapereAude #ادبیات_آلمان #ادبیات_آلمانی #تاریخ_ادبیات #زبان_آلمانی #تفکر #علوم_انسانی

Post content

Video Content