Post by mohsen ghandi

مشاور و مدیر اجرایی، فعال در حوزه برنامه‌ریزی، تحلیل و بهبود فرایندها و سیستم‌ها Executive Advisor | Business Analysis | Process Improvement | Systems Analysis | Digital Transformation | E-Government

آسمان همه جا یک رنگ هست!😊 بعضی وقتها فکر میکنی، یکسری #چالش ها و مشکلات فقط در سازمانی هست که مشغول به فعالیت هستی و خیلی تعجب میکنی که چطور ممکنه چنین چالشی هنوز وجود داشته باشه، اما وقتی سازمان های مختلف و منابع تحقیقاتی متفاوت رو بررسی میکنی، میبینی که آسمان همه جا یک رنگ هست داشتم روایتی از آقای دکتر حسن بودلایی در مورد کتاب "هرگز به‌تنهایی رهبری نکنید"(Never Lead Alone: 10 Shifts from Leadership to Teamship) اثر Keith Ferrazzi که در سال 2024 منتشر شده را میخواندم که دیدم چقدر شبیه چالشهای سازمانهایی هست که در آنها کار کردم. در ادامه،این موضوع را با شما هم به اشتراک میزارم تا نظراتتون رو ببینم و بشنوم بعضی سازمان‌ها ظاهراً #تیم دارند، اما در عمل همه چیز به یک نفر ختم می‌شود. - اختلاف‌ها باید به مدیرعامل برسد.- #تصمیم‌های سخت باید از بالا بیاید. #بازخوردهای جدی باید از زبان مدیر گفته شود.و حتی گاهی #شجاعت #حرف‌زدن هم باید از جایگاه رسمی قرض گرفته شود! ❎ چند وقت پیش در یکی از سازمان‌ها، دو #مدیر بر سر یک موضوع مشترک #اختلاف داشتند. هر دو #باتجربه بودند. هر دو #مسئله را می‌فهمیدند. هر دو هم می‌دانستند ادامه این اختلاف به نفع سازمان نیست. اما هیچ‌کدام مستقیم با دیگری #گفت‌وگو نکرده بود! هر کدام جداگانه سراغ #مدیرعامل رفته بودند. وقتی جلسه تمام شد، مدیرعامل با خستگی گفت: «اینجا انگار باید همه چیز به من ختم شود!» این جمله برای من خیلی آشنا بود. در بسیاری از سازمان‌ها، مدیر ارشد ناخواسته به مرکز حل همه اختلاف‌ها تبدیل می‌شود. نه لزوماً چون خودش چنین چیزی می‌خواهد؛ بلکه چون تیم هنوز یاد نگرفته بخشی از مسئولیت گفت‌وگو، بازخورد، حل مسئله و بلوغ رفتاری را خودش بر عهده بگیرد ❗کیت فرازی در کتاب «هرگز به‌تنهایی رهبری نکنید» سراغ یک پیش‌فرض رایج می‌رود؛اینکه #موفقیت تیم بیش از هر چیز به #رهبر بستگی دارد. او اهمیت رهبر را انکار نمی‌کند، اما می‌گوید اگر همه چیز به یک نفر وابسته باشد، ما با یک تیم قوی روبه‌رو نیستیم؛ با یک تیم #وابسته روبه‌رو هستیم ✴️در کار تیمی، افراد کنار هم کار می‌کنن اما در تیم‌شیپ، افراد نسبت به موفقیت کل تیم احساس مسئولیت می‌کنند در کار تیمی، هرکس ممکن است بگوید:«من کار خودم را انجام دادم» اما در تیم‌شیپ، سؤال مهم‌تر این است: «آیا ما با هم موفق شدیم؟»همین تفاوت ساده، در عمل بسیار تعیین‌کننده است 📛 باید از تیم‌هایی عبور کنیم که همه منتظر یک قهرمان‌اند؛ به تیم‌هایی برسیم که اعضایشان هم جرئت فکرکردن، گفتن و مسئولیت‌پذیرفتن دارند ❇️ بارها دیده‌ام افراد در جلسه رسمی سکوت می‌کنند، اما چند دقیقه بعد، در راهرو، آسانسور، اتاق همکاران یا گروه‌های غیررسمی، دقیق‌ترین نقدها را مطرح می‌کنند.- گاهی آن نقدها بسیار پخته‌اند.- گاهی اگر همان حرف‌ها در زمان مناسب گفته می‌شد، می‌توانست جلوی یک تصمیم اشتباه، یک تعارض طولانی یا یک شکست اجرایی را بگیرداما گفته نمی‌شود.• چون گفتن حقیقت در جلسه رسمی #هزینه دارد.• چون مخالفت ممکن است با بی‌وفایی اشتباه گرفته شود.• چون بعضی مدیران نقد را حمله شخصی می‌فهمند.• چون بعضی کارکنان یاد گرفته‌اند امنیت خود را حفظ کنند، حتی اگر تیم آسیب ببیند این را می‌شود«قانون راهرو» در سازمان‌ها نامید:- جلسه جای سکوت است؛ راهرو جای حقیقت.و تا زمانی که حقیقت از جلسه به راهرو تبعید می‌شود، تیم‌شیپ شکل نمی‌گیرد. در تیم‌های بالغ، گاهی یک نفر وسط جلسه مکث می‌کند و می‌گوید:«صبر کنیم؛ شاید داریم با هم تعارف می‌کنیم. شاید چیزی را نمی‌بینیم»

Post content