Post by Mohammad Hasan Rashidi
Software Engineer | Technical Team Lead at Asan Pardakht
یک آزمایش کوچک، همین حالا: تصور کن داری از حافظه یک دوچرخه میکشی. زنجیر دور کدام چرخ میگردد؟ در یک پژوهش واقعی در دانشگاه لیورپول، بیش از چهل درصد آدمها همین تصویر ساده را غلط کشیدند. خیلیها زنجیر را دور هر دو چرخ انداختند؛ دوچرخهای که حتی نمیتوانست بپیچد. جالبتر اینکه دوچرخهسوارهای حرفهای هم مصون نبودند. حالا نسخهی بسیار گرانترش: سیستمی که سالهاست نگه میداری. بدون بازکردن حتی یک فایل، میتوانی مسیر یک request را از اولین بایت TCP تا commit شدن transaction توضیح بدهی؟ گامبهگام، بدون مکث؟ روانشناسان شناختی برای این فاصله اسم دارند: illusion of explanatory depth. ما فکر میکنیم میفهمیم، تا لحظهای که مجبور میشویم توضیح بدهیم. و پژوهشها میگویند هرچه متخصصتر باشی، این توهم بزرگتر است، نه کوچکتر. در مقالهی جدیدم تلاش کردهام نشان بدهم که چرا design doc و code review و postmortem و حتی اردک لاستیکی روی میز، در عمق یک چیزند: تستی که فرهنگ مهندسی، بیآنکه بداند، برای مدلهای ذهنی ما ساخته است. و چرا در عصر AI این تست حیاتیتر از همیشه است. چون خطر این نیست که AI کد بد بنویسد؛ خطر این است که ما اولین نسلی باشیم که نفهمیدن خودش را در مقیاس صنعتی تولید میکند. متن کامل مقاله را بخوانید؛ و اگر جرئت داشتید، قبلش دوچرخه را بکشید.