Post by Mehdi Roopaei
Associate Professor | STEM Education, AI & Control Systems | Immigrant Storyteller | Lessons from Classrooms, Culture & Reinvention
امشب من داخل ورزشگاه اتزتکا نبودم، ولی با تمام وجود تمام فشارها و احساسهای اونجا رو داشتم حس می کردم. ۹۰+۱۱ دقیقه، امشب، در هتلم توی کنکون-مکزیک داشتم بازی انگلیس و مکزیک رو بین تماشاگرهای مکزیکی میدیدم. ورزشگاه آتزتکا با حدود ۸۷ هزار نفر فقط تصویر نبود، فشار بود، از همون دقیقه اول معلوم بود این فقط فوتبال نیست، هر پاس، هر برخورد و هر لحظه با یک موج از صدا بالا و پایین میرفت، من طرفدار انگلیس بودم ولی خیلی ساکت نشسته بودم، بخاطر احترام و اینکه که میدیدم اینجا توی مکزیک فوتبال خود زندگی هست. وقتی مکزیک حذف شد برای چند ثانیه هیچکس حرف نزد و فقط یک سکوت سنگین فضا رو پر کرد. اما، وسط تمام این فشارها علیرضا فغانی بود، در یک بازی که میلیونها نفر از سراسر دنیا نگاش میکردند، جایی که یک تصمیم در چند ثانیه میتونه همه چیز رو عوض کنه، جلوی سیل تماشاگران مکزیکی و ستاره های انگلیسی و البته هری کین دوست داشتنی من. اون لحظه فقط یک چیز از ذهنم گذشت، اینکه چطور میشه زیر این حجم از فشار هنوز دقیق موند، و جوابش شاید فقط یک چیز باشه، اعتماد بنفسی که سالها ساخته شده، نه در لحظه، بلکه توی تجربه های طولانی که همراه با شکستها و سیل اشتباهات بوده، اما دوباره برگشتن و ساختن یک علیرضا فغانی جدید. امشب برای من فوتبال یک نکته مهم داشت که بعضی کارها درباره تنها سرعت تصمیم گیری نیست، درباره تحمل فشار یک تصمیمه. فکر میکنی تو این سطح از فشار، تصمیمها نتیجهی آمادگی قبلیان یا مهارت لحظهای؟ و اینکه چجور میشه فشاری یک تصمیم رو توی این سطح تحمل کرد؟ #رشد #فوتبال #تصمیم #اعتماد #استرس Alireza Faghani