Post by Mahdi Navaei
Machine Learning Engineer (Generative AI & LLM Systems)
چند روز پیش یه مصاحبه داشتم که میخوام باهاتون تجربم رو به اشتراک بذارم. من الان مدتی هستش که ترجیح میدم به صورت پروژه ای کار کنم و خب خدا رو شکر خوبم بوده تا الان ولی به اصرار تراپیستم تصمیم گرفتم چندتا رزومه بفرستم که به صورت حضوری هم برم جایی مشغول بشم تا شاید حال روحیم بهتر بشه. یکی از این جاها که رزومه فرستاده بودم یه شرکت بزرگ و خفن بود که توی حمل و نقل فعال هستش. داستان از اونجایی شروع میشه که من رفتم برای مصاحبه برای پوزیشن Senior AI Engineer و کلی سوال و جواب شدم و چندتا از پروژه هایی که End 2 End انجام داده بودم رو شرح دادم و خلاصه تموم شد. دیروز ایمیل ریجکتی برام اومد. خیلی واسم عجیب بود و در پاسخ ایمیل نوشتم که ممکنه علت ریجکتی رو هم بفرمایید که اون Gap رو بتونم پر کنم و خودم رو بهبود ببخشم؟ جوابی که دادن عجیب ترین تجربه من بوده تا حالا... برام نوشتن که ما احساس کردیم شما دارید در مورد توانمندی ها و پروژه هاتون بزرگنمایی میکنید چون هیچکس نمیتونه چنین پروژه ای رو خودش به تنهایی انجام بده حتی اگه نسخه MVP بوده باشه و حتی اگه تماما Vibe Coding باشه 🙂 الان نمیدونم من باید با این پاسخ به خودم افتخار کنم یا ناراحت بشم؟ 😁 بخدا اسیر شدیم... یعنی چی خب؟ جالبش اینجاس که تا دل و روده و ساختار و معماری و ریز مشکلاتی که باهاشون برخوردم و حلشون کردم رو هم توضیح دادم ولی خب... جدا یه حال کثافت عجیبی دارم الان 😑 پوف... خلاصه که ترجیح میدم همچنان توی خونه به صورت فریلنس کار کنم... والا بخدا 😑 🚶♂️