Post by Kimia Yarmohammadi

M.Sc. of Cell and Molecular Biology | Extracellular vesicles | Bioinformatics | Biotechnology

سلام دوستان، می‌خوام امروز یه تجربه شخصی رو باهاتون به اشتراک بذارم؛ تجربه‌ای که برای نوشتنش بیشتر از یک سال صبر کردم. زمستون ۱۴۰۳، تقریباً یک ماه بعد از دفاع پایان‌نامه ارشدم، یه پست از آقای Mohsen Sheykhhasan توی لینکدین دیدم که برای نوشتن یک چپتر با موضوعی که دقیقاً هم‌راستا با پایان‌نامه‌م بود، دنبال همکار می‌گشتن. رزومه‌م رو براشون فرستادم و چند دقیقه بعد، با لطف و استقبال، من رو به نویسنده اول معرفی کردن تا نوشتن چپتر رو شروع کنیم. برای من این فقط یه همکاری ساده نبود. حدود دو ماه، تقریباً هر روز روی این پروژه وقت گذاشتم. چون روی موضوع تسلط داشتم، بیشترین تعداد سکشن‌ها رو بین نویسنده‌ها نوشتم و نویسنده اول هم توی ایمیل به ایشون، میزان مشارکت من رو به‌طور کامل توضیح داده بود. بعد از اینکه فایل نهایی رو تحویل دادیم، دیگه هیچ خبر یا پاسخی از طرف ایشون دریافت نکردم. حدود ۱۳ ماه بعد، اتفاقی متوجه شدم که کار سابمیت شده. نسخه نهایی حتی برای من ارسال نشده بود و وقتی اون رو دیدم، متوجه شدم اسم من به‌عنوان نویسنده آخر ثبت شده، نام خانوادگی‌م با املای اشتباه نوشته شده و ایمیل و Affiliation من هم اصلاً وارد نشده. چند ماه از طریق ایمیل و لینکدین این موضوع رو پیگیری کردم، فقط می‌خواستم بدونم دلیل این اتفاق چی بوده و اصلاحش کنن؛ اما هیچ پاسخی دریافت نکردم. بعد از اون با چند نفر دیگه صحبت کردم و فهمیدم من تنها کسی نبودم که از طرف ایشون چنین تجربه‌ای داشته. بعضی از اون‌ها هم از بی‌پاسخ موندن بعد از تحویل کارشون گفتند. دلیل اینکه امروز این تجربه رو می‌نویسم اینه که دوست دارم اگر دانشجو یا پژوهشگر جوونی هستید و اول مسیر پژوهشید، بدونید که قبل از شروع هر همکاری، درباره ترتیب نویسنده‌ها، نحوه ثبت اطلاعات و مسئولیت‌ها شفاف صحبت کنید و همه مکاتباتتون رو نگه دارید. اعتبار افراد در شبکه‌های اجتماعی یا تعداد فالوئرها، همیشه به معنی یک همکاری حرفه‌ای و منصفانه نیست. اگر شما هم تجربه مشابهی داشتید و دوست داشتید دربارش صحبت کنید، خوشحال می‌شم برام بنویسید. فکر می‌کنم وقتشه بیشتر درباره این تجربه‌ها حرف بزنیم تا فضای همکاری علمی شفاف‌تر و سالم‌تر بشه.

Post content