Post by Fatemeh Akbari

Investment & Financial Analyst

این روزها دوباره بحث تنگه هرمز، امنیت آبراه‌های راهبردی و کنترل مسیرهای حیاتی تجارت جهانی داغ شده است. در همین فضا، مقاله‌ای خواندم که به نظرم زاویه‌ای مهم و کمتر دیده‌شده را مطرح می‌کند؛ زاویه‌ای در نقطه تلاقی اقتصاد، جغرافیا و ژئوپلیتیک. اهمیت یک آبراه فقط به موقعیت آن روی نقشه محدود نمی‌شود. اختلال در چنین مسیری می‌تواند از طریق انرژی، تجارت و هزینه حمل، به متغیرهای کلان اقتصادی در کشورهای مختلف منتقل شود. با این حال، وقتی صحبت از بسته‌شدن تنگه هرمز می‌شود، معمولاً اولین نگرانی «افزایش قیمت نفت» است؛ درحالی‌که اثر اقتصادی این اختلال می‌تواند فراتر از خود قیمت نفت باشد. 🔍 مقاله Anderl & Caporale (2026) نشان می‌دهد یک کانال مهم دیگر هم در این میان وجود دارد: هزینه رساندن نفت و فرآورده‌های نفتی به مقصد. اختلال در یک آبراه استراتژیک فقط به معنای کاهش عرضه نیست؛ می‌تواند مسیرهای حمل را طولانی‌تر کند، ظرفیت ناوگان را تحت فشار بگذارد و هزینه جابه‌جایی انرژی را بالا ببرد. به همین دلیل، خودِ هزینه حمل می‌تواند به یک شوک مستقل و اثرگذار برای اقتصاد جهانی تبدیل شود. نویسندگان این مقاله با استفاده از مدل GVAR برای ۳۴ کشور و داده‌های سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، شوک قیمت نفت را از شوک هزینه حمل تفکیک کرده‌اند و دو شاخص BDTI برای حمل نفت خام و BCTI برای حمل فرآورده‌های نفتی را وارد مدل کرده‌اند. 🔍 نتایج جالب است: یک شوک یک‌انحراف‌معیاری معادل حدود ۸.۷ درصد افزایش قیمت نفت خام است، اما همین مقیاس شوک برای BDTI حدود ۱۵.۹ درصد و برای BCTI نزدیک به ۲۸.۹ درصد برآورد شده است. اما نکته مهم‌تر، نوع اثر اقتصادی این شوک‌هاست. طبق یافته‌های مقاله، شوک قیمت نفت عمدتاً اثر تورمی دارد؛ اما شوک هزینه حمل فرآورده‌ها بیشتر ماهیت رکودی دارد. به‌طور مشخص، شوک BCTI مصرف فرآورده را حدود ۰.۶ درصد کاهش می‌دهد و در بسیاری از کشورها به افتی نزدیک به ۱ درصد در فعالیت واقعی اقتصاد منجر می‌شود. این یعنی اختلال در تنگه هرمز را نباید فقط یک Oil Price Shock دانست؛ چنین بحرانی می‌تواند هم‌زمان یک Shipping Cost Shock هم باشد. در چنین شرایطی، اقتصاد جهانی ممکن است از یک طرف با تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی و از طرف دیگر با افت فعالیت اقتصادی ناشی از افزایش هزینه حمل روبه‌رو شود. باتوجه به این مقاله و ارتباط آن با وضعیت کنونی به وضوح می‌توان گفت که ریسک تنگه هرمز فقط در بشکه‌های نفتی که عبور نمی‌کنند نیست؛ در هزینه‌ای است که اختلال در مسیر حرکت انرژی به کل اقتصاد جهانی تحمیل می‌کند. 📚 منبع: Anderl & Caporale (2026), The Macroeconomic Effects of Oil Price and Oil Shipping Costs Shocks: Evidence from a GVAR Model, International Review of Economics and Finance, 108, 10531

Post contentPost contentPost content