Post by Ali Anvari
Ali Anvari | Founder & Chief Architect of METAS | Designing Business Operating Systems for AI-Ready Organizations | Decision Architecture • Organizational Coherence
🔺️درس درست زیستن برای صنعت؛ وقتی هم دولت مقصر است، هم بنگاه در تجربه کشورهایی مثل کرهجنوبی و سنگاپور، توسعه صنعتی فقط با «تولیدکننده خوب» ساخته نشد؛ با ترکیب دولتِ قاعدهساز، بنگاهِ یادگیرنده و نظام پاسخگویی شکل گرفت. دولت کره در دوره توسعه، مداخلهگر بود، اما مداخلهاش با صادرات، یادگیری صنعتی و پاسخگویی به عملکرد گره خورده بود، نه صرفاً توزیع رانت. بانک جهانی نیز در تحلیل تجربه کره بر جهتگیری صادراتی و نقش دولت در ساختن ظرفیت توسعه تأکید کرده است. اما در کشورهایی که دولت هم داور است، هم بازیگر، هم قیمتگذار، هم مجوزدهنده، هم تخصیصدهنده منابع و هم گاهی رقیب بخش خصوصی، مسئولیت دولت سنگینتر میشود. چون بنگاه در زمینی بازی میکند که قواعد آن را خودش ننوشته است. پژوهشهای Acemoglu، Johnson و Robinson نیز نشان میدهد کیفیت نهادها، حقوق مالکیت، مشارکت و محدودیت قدرت، در مسیر رشد کشورها تعیینکننده است. این به معنای تبرئه بنگاه نیست. تولیدکنندهای که بهرهوری را جدی نمیگیرد، نوآوری نمیکند، صورتهای مالی شفاف ندارد، از رانت ارزی و تعرفهای استفاده میکند یا مدیریت ناکارآمد را پشت فشارهای بیرونی پنهان میکند، بخشی از مسئله است. مایکل پورتر نیز رقابتپذیری را محصول بهرهوری، نوآوری، خوشههای صنعتی و کیفیت تعامل بنگاهها و نهادها میداند، نه صرفاً حمایت دولت یا ارزانسازی منابع. اما تفاوت مهم اینجاست: بنگاه بد میتواند یک صنعت را ضعیف کند؛ ولی حکمرانی بد میتواند منطق کل اقتصاد را تخریب کند. وقتی نااطمینانی، چندنرخی بودن، بیثباتی مقررات، مداخلههای ناگهانی و امتیازهای نابرابر عادی میشوند، حتی بنگاه سالم نیز بهتدریج به جای توسعه، به بقا فکر میکند. گزارشهای ترکیه نیز نشان میدهد افزایش دخالت دولت، قوانین غیرقابل پیشبینی و تضعیف استقلال قضایی میتواند محیط کسبوکار و اطمینان فعالان اقتصادی را فرسوده کند. درس درست از تجربه کشورها این است: دولت باید زمین بازی را قابل پیشبینی، منصفانه و پاسخگو کند؛ بنگاه باید در همان زمین، بهرهور، شفاف، نوآور و مسئولانه بازی کند. اگر دولت زمین را هر روز عوض کند، از بنگاه نمیتوان انتظار بازی بلندمدت داشت. اگر بنگاه هم از زمین خراب برای توجیه تنبلی، رانتجویی و ناکارآمدی استفاده کند، صنعت هیچگاه بالغ نمیشود. 🔺️کلام آخر در سطح اخلاقی، هر دو مسئولاند. اما در سطح معماری اقتصاد، مسئولیت سنگینتر با نهادی است که قواعد بازی را طراحی میکند. زیرا کسی که قدرت ساختن زمین بازی را دارد، قدرت خراب کردن آن را هم دارد. و درس نهایی برای صنعت ایران این است: نه دولت حق دارد ناکارآمدی خود را پشت ضعف بنگاه پنهان کند، نه بنگاه حق دارد ضعف مدیریت خود را پشت دولت پنهان کند. توسعه از جایی آغاز میشود که هر دو از سرزنش عبور کنند و مسئولیت سهم خود را بپذیرند.